خرید بک لینک
یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید.اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند. بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 22:32

ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯﺵ ﮔﻔﺖ: ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﺎﮎ ﻧﯿﺎﻭﺭﯼ، ﻧﻤﺮﻩ‌ﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻫﻢ! ﺷﺎﮔﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ! ﺍﮔﺮ ﺧﺎﮎ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﻡ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﺮﻩ‌ﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽ‌ﺩﻫﯽ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ. ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺸﺘﯽ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﻠﻢ ﺁﻭﺭﺩ. ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﯼ؟! ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺁﻭﺭﺩﻡ! ﻭ ﻫﻤﺎﻥ‌ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﯼ، ﺑﻬﺸﺖ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻣﻌﻠﻢ ﮔﺮﯾﺴﺖ ﻭ ﻧﻤﺮﻩ‌ﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 22:32

Animated Photo

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 6:25

قحطي!!! اوايل دهه شصت نوجواني بيش نبودم، اما خوب به خاطردارم آن روزهايي را كه تنها شامپوي موجود، شامپوي خمره ايي زرد رنگ داروگر بود. تازه آن را هم بايد از مسجد محل تهيه مي كرديم و اگر شانس يارمان بود و از همان شامپو ها يك عدد صورتي رنگش كه رايحه سيب داشت گيرمان مي آمد حسابي كيف مي كرديم. سس مايونز كالايي لوكس به حساب مي آمد و ويفر شكلاتي يام يام تنها دلخوشي كودكي بود. صف هاي طولاني در نيمه شب سرد زمستان براي 20 ليتر نفت، بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كاميون در محله ها توزيع مي شد، خالي كردن گازوئيل با ترس و لرز در نيمه هاي شب. روغن، برنج و پودر لباسشويي جيره بندي بود، نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را براي تهيه جهيزيه به دردسر مي انداخت و پو شيدن كفش آديداس يك رويا بود. همه اينها بود، بمب هم بود و موشك و شهيد و ... اما كسي از قحطي صحبت نمي كرد! يادم هست با تمام فشارها وقتي وانت ارتشي براي جمع آوري كمك هاي مردمي وارد كوچه مي شد بسته هاي مواد غذايي، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازير بود. همسايه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهرباني بود، خب درد هم بود. امروز اما فروشگاه هادامه مطلب

برچسب: قحطي بزرگ ايران,قحطي نور,قحطي عشق, نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 6:25

نام: وزارت اموزش وپرورش جمهوری اسلامی ایران زمان:70دقیقه نام خانوادگی: اداره کل اموزش و پرورش خراسان شمالی تعداد سوال: 20 نام پدر : مدیریت اموزش و پرورش بجنورد طراح سوال:علی مفاخری امتحان علوم نوبت اول دی ماه 95دبیرستان فردوسی بارم:15 5/0 1-کدام نیرو باعث اوج هواپیما می شود؟ 5 /0 نیروی بالابری نیروی وزن نیروی اصطکاک هوا هیچکدام 5 /0 2-واکنش پذیری کدام عنصر بیشتر است؟ مس اهن طلا منیزیوم 5/0 3-کدام گاز بصورت طبیعی به وسیله میوه ها ازاد می شود؟ متان اتان اتن پلی تن 5 /0 4-اگر برایند نیرو های وارد بر یک جسم صفر باشد نیروهای وارد بر جسم متوازن اند؟صحیح غلط 5 /0 5-به نیرویی که دیوارادامه مطلب

برچسب: سوال علوم نهم,سوال علوم نهم فصل اول,سوال علوم نهم درس اول, نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 6:25

روش جالب تشخیص عسل اصلی/عکس روش های زیادی که در حقیقت به افسانه شباهت دارد در این باره شنیده میشود مثلا میگویند اگر عسل شکرک بزند تقلبی است یا اینکه رنگش باید کهربایی باشد یا اینکه اگر در ظرف بریزیم نباید رشته اش قطع شود اما در واقع هیچ کدام از این روشها برای تشخیص عسل اصل جواب نمیدهد! یک روش مطمئن برای شناخت عسل خوب این است که آن را داخل یک لیوان آب سرد بریزید .. اگر قطره های عسل حل نشدند و ته لیوان ته نشین شدند عسل اصل است اما اگر عسل در اب حل و ذرات آن به صورت رشتههایی در اب ناپدید شدند تقلبی است. ادامه مطلب

برچسب: نحوه تشخیص عسل اصل از تقلبی,نحوه تشخیص عسل طبیعی از تقلبی,روش تشخیص عسل اصل از تقلبی, نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 6:25

حكايت چنگیزخان و شاهینش یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید. اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند. بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه – معجزه! – رگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت. چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 6:25

ﻣﻌﻠﻤﯽ ﺑﻪ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯﺵ ﮔﻔﺖ: ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺧﺎﮎ ﻧﯿﺎﻭﺭﯼ، ﻧﻤﺮﻩﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯽﺩﻫﻢ! ﺷﺎﮔﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ! ﺍﮔﺮ ﺧﺎﮎ ﺑﻬﺸﺘﯽ ﺑﯿﺎﻭﺭﻡ، ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﻤﺮﻩﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﻣﯽﺩﻫﯽ؟ ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ. ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ ﻣﺸﺘﯽ ﺧﺎﮎ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﻠﻢ ﺁﻭﺭﺩ. ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ: ﺍﯾﻦ ﺧﺎﮎ ﺍﺯ ﮐﺠﺎﺳﺖ ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩﯼ؟! ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﮔﺎﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ، ﻣﻦ ﻫﻢ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺁﻭﺭﺩﻡ! ﻭ ﻫﻤﺎﻥﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺩﺍﺩﯼ، ﺑﻬﺸﺖ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻫﺎﯼ ﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ. ﻣﻌﻠﻢ ﮔﺮﯾﺴﺖ ﻭ ﻧﻤﺮﻩﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺍﺩ. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: جمعه 3 دی 1395 ساعت: 6:24

گدا و دوره گرد در زمان قاجاریک خانواده فقیر در محله های جنوب شهر

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 6:22

اغلب وقتی امیدت را از دست می دهی و فکر می کنی که این آخر خط است ، خدا از بالا به تو لبخند می زند و می گوید : آرام باش عزیزم این فقط یک پیچ است نه پایان **دوستهای قدیمی طلا هستند دوستان جدید الماس اگر یک المااس بدست آوردی طلا را فراموش نکن چون برای نگه داشتن الماس همیشه به پایه طلا نیاز داری . ***نگرانی مشکلات فردا را دور نمی کند بلکه تنها آرامش امروز را دور می کند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:00

نیمه شبی چند دوست به قایق سواری رفتند و مدت زیادی پارو زدند . نزدیگ سپیده بود گفتند : چقدر رفته ایم ؟ تمام شب را پارو زده ایم . وقتی هوا روشن شد ، دیدند درست همانجایی هستند که شب پیش بودند . آنان تمام شب را پارو زده بودند ، ولی یادشان رفته بود ، ولی یادشان رفته بودطناب قایق را از ساحل باتز کنند . در اقیانوس بی پایان هستی ، انسانی که قایقش را از این ساحل باز نکرده باشد هر چقدر هم که رنج ببرد به هیچ کجا نخواهد رسید شما قایقتان را به کدام ساحل بسته اید ؟؟ ساحل افکار منفی ، شک و بدبینی ، نا امیدی ، زیاده خواهی ، غرور کاذب ، خود بزرگ بینی ، گذشته ؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 8:00

بابا امان بجنورد ، بش قارداش بجنورد

برچسب: نویسنده: نیکی دادخواه تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 7:59

صفحه بندی